تبلیغات
پایگاه کشاورزی ایران زمین - رهیافتهای ترویج کشاورزی

سایت کشاورزی

انتشار:چهارشنبه 20 بهمن 1395

رهیافت عمومی ترویج کشاورزی   

General approach of a extension(رهیافت کلاسیک ترویج کشاورزی)

فرضیه:تکنولوژی واطلاعات لازم وجود دارند ولی برای مورد استفاده واقع شدن در دسترس کشاورزان قرار نگرفته اند.اگر معلومات مربوط به تکنولوژی واطلاعات موجود به کشاورزان منتقل گردند،عملیات کشاورزی بهبود خواهد یافت(انتقال تکنولوژی از د

هدف:کمک به کشاورزان برای افزایش تولیداتشان         بهبود وضع زندگی خانواده های روستایی و وضع کشور

برنامه ریزی: از بالا به پایین،توسط دولت(متمرکز)

اجرا:توسط تعداد زیادی از کارکنان صحرایی که مامور خدمت در تقسیمات سیاسی در سراسر کشور هستند. این کارکنان بوسیله ستاد مرکزی اداره می شوند.

منابع مورد نیاز:1- کارکنان صحرایی بسیار زیاد2 – هزینه های پرسنلی بالا 3– تامین تمام هزینه ها توسط  دولت مرکزی

سنجش موفقیت: بر حسب افزایش تولید ملی کالاهای مورد تاکید برنامه ملی (ارتباط مستقیم بین نظام ترویج کشاورزی و تولید ملی برخی محصولات)

مزیت ها:1- کمک در پیاده کردن برنامه های ملی کشاورزی2- تمام کشور را تحت پوشش دارد3-  نظارت بر آن برای دولت مرکزی ساده است4- امکان نسبتا سریع مبادله اطلاعات از سطح وزارت خانه با مردم روستایی فراهم می آید.

محدودیت ها:1- فاقد یک جریان دوطرفه برای مبادله اطلاعات است2- عدم تناسب برنامه های ترویج با نیاز های مردم برخی از مناطق کشور3- کارکنان ترویج خود را نسبت به مردم منطقه مسئول نمی دانند (مسئولیت در مقابل مقام های بالا تر)4- گران و غیر کارآمد است(هزینه پرسنلی بالا،عدم تناسب پیام ها با شرایط منطقه)


 

-رهیافت تخصصی کالا     The commodity specialized Approach) )

فرضیه:1- راه افزایش بهره وری وتولید یک کالای خاص،حقیقتا تمرکز بر آن کالا است2- کار ترویج شامل تحقیقات،تامین نهاد ها،بازار یابی محصولات،اعتبارات و کنترل قیمت ها می باشد.

 هدف:1- افزایش تولید یک محصول ویژه یا افزایش کاربرد یک نهاده ی خاص2- هدف این رهیافت سرراست و دارای پیچیدگی کمی است.

 برنامه ریزی:توسط سازمان کالای تخصصی صورت می گیرد(مثل هیات توسعه پنبه)-روش های ترویجی شامل ارتباط چهره به چهره،جلسات گروهی،دستور العمل های چاپی،نمایش های آموزشی ترویجی،روز مزرعه

منابع مورد نیاز:1- کادر علمی کاملا آموزش دیده،مجهز به وسایل نقلیه،لوازم علمی صحرایی گرانقیمت،کامپیوتر شخصی2- تمام این منابع توسط سازمان کالای تخصصی تدارک داده می شود.

سنجش موفقیت:از طریق میزان کل تولید یک محصول بخصوص

معیار های کلی این برنامه برای موفقیت:1- روش مورد توصیه باید برای کشاورز سود آور باشد2- روش مورد توصیه باید در مزرعه کشاورز قابل نمایش باشد3- نهاده های نوین مورد توصیه باید در دسترس کشاورز باشد4 - برای کشاورزان خرده پا یک طرح اعتباری تأسیس شود5- نسبت بین قیمت نهاده در هر مزرعه با قیمت فروش محصول همراه در نظر باشد.

 مزیت ها : 1- تکنولوژی انتخابی با مسائل تولید مناسب دارد. 2- پیامهای ترویجی مناسب حال کشاورزان است. 3- پیامهای ترویجی در هنگام مناسب ارائه می گردد. 4- با تحقیقات و بازاریابیها هماهنگی وجود دارد. 5- تمرکز بر یک زمینه ی فنی خیلی محدود. 6- انگیزه حقوقی بالا برای کارکنان 7- مدیریت و سرپرستی نزدیکتر. 8- تعداد کمتر کشاورزان مورد تماس برای هر مورج 9- کوچک بودن سازمان ترویج و عملکرد پویاتر 10- نظارت و ارزشیابی آسانتر 11- از نظر اقتصادی با صرفه تر.

 محدودیتها : 1- ممکن است کشاورزان اولویت کمتری برای محصول مورد نظر قایل باشند 2- اگر کشاورزان محصولات متعددی تولید کنند ، سازمان ترویج خدمات مشاوره ای در مورد سایر محصولات ارائه نمی دهد 3- مقوله هایی از قبیل حفاظت خاک ، تولید محصولات غذایی برای خانواده و پرورش دام، مورد غفلت واقع می شود

3- رهیافت آموزش و دید (T&V)      The training and Visit approach

اواسط 1970 – توسط دانیل بنور از بانک جهانی مطرح شد و این بانک در سطح بین الملل پشتیبان این رهیافت است.- ریشه ی این رهیافت از تعاونی های کیبوتز اسرائیل می باشد.

فرضیات : 1- مشابه رهیافت عمومی ترویج 2- کارکنان صحرایی ترویج از آموزشهای کافی بر خوردار نیستند. 3- مدیریت و سرپرستی کافی نیست 4- یک سیستم انضباطی طراحی می کند و یک جریان دو طرفه مبادله اطلاعات بین واحدهای تحقیقاتی و ترویج بین کارکنان ترویج و کشاورزان بر قرار می کند . 

هدف:1- شبیه رهیافت عمومی ترویج 2- ترغیب و وادار کردن کشاورزان به افزایش تولید محصولات بخصوص 

اصول : 1- افزایش تماسهای بین کارکنان ترویج و کشاورزان از طریق یک برنامه ثابت و مسجّل 2- کیفیت کارکنان ترویج باید از طریق آموزشهای ضمن خدمت بالا رود 3- تأثیر تحقیقات از طریق پیوند بین تحقیق و ترویج بهبود یابد. 4- کارکنان ترویج باید از کلیه ی کارهای غیر ترویجی معاف شوند 5- کاهش هم پوشانی صلاحتهای موجود در نظام های حمایتی روستایی باید از طریق تمرکز بر فعالیتهای ترویج و تبدیل آن به واحد خدمات ترویج یکنواخت ، صورت پذیرد . ایجاد یک جریان دو مرحله ای ارتباطات

(کارکنان محلی ترویج                  کشاورزان طرف تماس                    سایر کشاورزان منطقه )

6- کار ترویج فقط انتقال پیامهای کشاورزی می باشد 7- کوششها بر مهم ترین محصولات و عملیات زراعی متمرکز شود 8- پیامها با موقعیتهای اجتماعی و اقتصادی گروه های هدف ، متناسب باشد 9- نهاده ها و اعتبارات به موقع عرضه شود 10- جهت پیشرفت مستمر کار ترویج وجود فعالیتهای نظارت و ارزشیابی بگونه ای درون ساخته لازم است.

برنامه ریزی :1-  نظارت بر برنامه ریزی به طور متمرکزانجام می گیرد 2- تصمیم گیری ها توسط متخصصان حرفه ای انجام و به سمت پایین منتقل می شود.

اجرا : 1- متکی بر دیدارهای مروجین کشاورزی از گروههای کوچک کشاورزان یا کشاورزان طرف تماس است. 2- نیاز آموزشهای هر دو هفته یک بار مروجین کشاورزی توسط کارشناسان متخصص ترویج 3- بعضی اوقات توأم با نمایشهای ترویجی 4- استفاده از سرمایه ی بین المللی 5- تعداد کارکنان صحرایی خیلی زیاد و همه ی آنها مرد و از خارج منطقه محل خدمت هستند.

 منابع مورد لزوم :1- هزینه ها خیلی بالا و تأمبن آب به صورت وامهای بین المللی از خارج از کشور صورت می گیرد 2- تسهیلات حمل و نقل کارکنان صحرایی نسبت به رهیافت عمومی بیشتر است و گاهی با ساخت محل مخصوص برای دفتر ترویج و انبار همراه است.

سنجش موفقیت :1-  بر  حسب افزایش عملکرد و مجموع تولیدات محصولات مورد تأکید 2- بر حسب فلسفه ی رهیافت (عصاره ی آن)

مزیت ها : 1- فشاری که برای شناسایی تعداد زیادی واحدهای کوچک ترویج بر دولت وارد می شود 2- فشاری که برای کارکنان ترویج می شود تا از دفتر کار خود بیرون آمده ، با کشاورزان دیدار کنند 3- ورود انضباط به تشکیلات  گسترده ترویج و افزایش اثر بخشی آن 4- افزایش اطلاعات کارکنان ترویج 5- نظارت فنی بر کارکنان ترویج5- حمایت هاب لجستیکی بیشتر از کارکنان (وسائل نقلیه ، دفتر کار و ...) 6- ارائه تکنولوژی ساده و کم هزینه به کشاورزان 7- افزایش کارکنان صحرایی           افزایش تماس با خانواده های روستایی. 

محدودیتها : 1- پر هزینه بودن کار افزایش کارکنان 2- فقدان ارتباط دو طرفه واقعی (تحقیق و ترویج- ترویج و مردم) 3- عرضه کم تکنولوژی ساده و کم هزینه به کشاورزان 4- فقدان انعطاف پذیری برنامه در مقابل تغییر نیازهای روستاییان در محلها و زمانهای متفاوت 5- کارکنان ترویج به نحو مناسبی مورد تقدیر و پاداش قرار نمی گیرند.

 

4- رهیافت مشارکتی ترویج کشاورزی The Agricultural Extension participatory approach 

مشارکت کارکنان تحقیقات کشاورزی و سایر سازمانهای خدمت رسانی و نیز کشاورزان در جریان فعالیتهای ترویج کشاورزی(مثل برنگارد محلی در چین)

 فرضیه :1- در روستا یک نظام معلومات بومی موجود است که با نظام معلومات علمی متفاوت می باشد . از طریق تعادل این دو چیزهای زیادی برای فراگیری وجود دارد . همچنین ترویج از بخشی بدون مشارکت خود کشاورزان و بدون مشارکت کارکنان تحقیقات و سایر واحدهای خدمت رسانی قابل دست یابی نیست 2- تأکید بر فراگیری گروهی و اقدام گروهی ، تمرکز بر نیاز مندیهای ابراز شده کشاورزان ، دسترسی به تعدادی از کشاورزان خرده پا و... موجب کارائی ترویج خواهد شد.

 هدف : 1- افزایش تولید محصولات کشاورزی ، افزایش مصرف و ارتقاء کیفیت زندگی مردم روستا 2- افزایش مناسبت پیامهای ترویجی با نیازمندی های مردم روستایی3- افزایش فراگیری ارباب رجوع از طریق مشارکتهای هدف دار و فشار گروهی بر فرد4- کسب توصیه های مناسب از محققان کشاورزی از طریق بازگشت اطلاعات از کشاورزان به محققان 5- کمک در تنظیم عرضه نهادها ، اعتبارات و بازاریابی محصولات 6- افزایش کارآیی و اثر بخشی ترویج 7- تأکید بر موضوعات معرف و کیفیت زندگی نسبت به توجه معطوف بر افزایش تولید. 

برنامه ریزی : 1- برنامه ریزی محلی تحت نظارت گروه هایی مثل اتحادیه های کشاورزان 2- با مشارکت نمایندگان تحقیقات کشاورزی و سازمانها ی خدمت رسانی

اجراء : 1- متضمن تشکیل جلسات متعددی برای ملاقات است . گروه های کوچک و بزرگ ، دقت به وقت با کارکنان ترویج ملاقات می کنند تا راه حلهایی را پیدا کنند و در مواقع لزوم از آنها بخواهند از خارج روستا برای آنان کمک بطلبند 2- فشار گروهی حاصل از مشارکت سبب ترغیب فرد به آزمون نو آوری های مورد توصیه می گردد. علاوه برجلسات ملاقات ، از نمایشهای آموزشی ترویج و گردشهای علمی افراد گروهی نیز استفاده می شود.

منابع مورد نیاز : این استراتژی با برخورداری از نیرو و دانش مردم محلی ، همچنین تعداد زیادی از رهبران ترویجی بر مشکل تراکم کارکنان دولتی غلبه نموده باعث کاهش هزینه ها می شود . منابع مورد لزوم در این رهیافت کمتر از سایر رهیافتها به نظر می رسد و همین  منابع هم با کمک منابع محلی تأمین می شود(منابع محلی در آن سهم دارند) 

سنجش موفقیت :1- از موجودیت و بقای سازمانهای محلی ترویج و منافع فعالیت های ترویجی برای جامعه مشخص می شود . 2- همچنین از طریق میزان مشارکت واقعی کارکنان تحقیقات و کارکنان موسسات عرضه نهادها و بازار یابی ستانده ها در جریان برنامه ریزی و اجرای برنامه ، مورد سنجش واقع می شود.

مزیت ها :1- بدلیل مشارکت مردم در برنامه ریزی ، شانس اینکه برنامه مناسب با نیازمندیها و علائق آنان باشد خیلی زیاد است 2- مشارکت بیشتر مردم تضمین می گردد 3- از طریق سطوح بالای مشارکت ، روابط حمایتی متقابلی بین شرکت کنندگان رشد فراهم می شود (کارکنان صحرایی ترویج با مردم – محققان کشاورزی با کار کنان ترویج – مسولان اعتبارات با سایر عرضه کنندگان نهاده ها – کشاورزان و مروجین و...)4- هزینه ها پایین است 5- نظام از کارایی بیشتری برخوردار است . با مجموع هزینه ملی نازل ، تعداد کشاورزان بیشتری عملیات پیشرفته تری را خواهد پذیرفت6- نهاده ها بزودی در دسترس قرار می گیرند 7- باعث افزایش اعتماد ، آگاهی و فعالیت در بین مردم روستایی می شود.

محدودیتها :1- فاقد نظارت مرکزی بر برنامه های ترویج است 2- بعضی اوقات وزارت خانه ای غیر از وزارت کشاورزی مسئول سازمان دهی کشاورزان است که ممکن است موجب رقابت و پیچیدگی اوضاع شود . شرایط محلی دائماً در حال تغییر است              محتوای برنامه دائماً تغییر می کند                  اداره ی امور گزارش گیری و حساب رسی مرکزی مشکل است . فشار مردم روستایی بر واحدهای مرکزی مشکلاتی به وجود می آورد و برنامه را از مسیر اصلی منسوف می کند (مثل تأکید بیشتر بر بازاریابی به جای تولید ) 3- تأثیر مشارکت مردم بر مسائل و تصمیمات مربوط به مدیریت ممکن است مشکلاتی را به وجود آورد (گزینش ، انتقال ، ترفیع کارکنان و ...)

5-رهیافت پروژه ای  (The project approach)

فرضیه : 1- بروکراس عظیم دولتی که در سایر رهیافتها صورت می گیرد بر تولیدات کشاورزی و مردم روستایی تأثیر قابل ملاحظه ای ندارد 2- نتایج بهتر در یک موقعیت بخصوص ، در یک دوره مشخص و به تزریق منابعی از خارج روستا قابل دسترس است 3- فعالیت های شدید الاثر که در شرایط تصنعی اجرا می شوند پس از قطع حمایتحای مالی خارجی ، مدتی ادامه می یابد و مشکلاتی را به وجود می آورند ، در این رهیافت استمرار آن پیش بینی نمی شود با این فرض که این پروژه ها در سایر مناطق نیز اجرا خواهد شد. اتکای خیلی زیادی بر سرمایه های خارجی وجود دارد4- طول عمر پروژه ها نسبتاً کوتاه است 5- پروژه معمولاً منحصر به یک محل و موقعیت محدود می باشد.

 

هدف :1- نمایش کارهایی که در یک دوره ی کوتاه می توان در یک منطقه خاص انجام داد 2- ممکن است هدف آزمون روشهای گوناگون ترویج باشد تا معلوم شودکه کدام یک برای هر موقعیت بیشترین مناسبت رادارد 3- ممکن است هدف تأمین عنصر ترویج در یک پروژه جامع توسعه روستایی یا کشاورزی باشد (مثل مرکز آموزش و توسعه ی «تانا» که اغلب بعنوان کومیلا از آن یاد می شود در پاکستان شرقی یا بنگلادش – اوایل سالهای دهه ی 1960) 

برنامه ریزی : نظارت بر برنامه ریزی معمولاً در خارج از روستا توسط دولت مرکزی ، آژانس بخششگر (اسپانسر) و یا ترکیبی از اینها صورت می گیرد. 

اجراء : شامل مدیریت کار کنان پروژه ، حقوق و مزایای کارکنان صحرایی ، ترابری بهتر ، تسهیلات ، تجهیزات و تأمین اسکان بهتر نسبت به سایر برنامه های عادی و تأمین مشاوره های خارجی برای کارکنان محلی می شود که وجود این «استاندارد دوبرابر» باعث بروز مشکلاتی در هنگام بازگشت کارکنان پس از پایان پروژه به کار اصلی خود می شود.

6-رهیافت توسعه نظامهای زراعی (The farming systems Development panache)

فرضیه : تکنولوژی متناسب یا نیازمندی های کشاورزان به ویژه کشاورزان کوچک در دسترس نیست و احتیاج است که به طور محلی به وجود آید .

هدف : تجهیز کارکنان ترویج(از طریق آنان مردم روستایی )به نتایج حاصل از تحقیقات کشاورزی به منظور تأمین نیازمندی های مردم تحت شرایط نظام های زراعی موجود در محل می باشد.

برنامه ریزی : جریان برنامه ریزی به کندی صورت می گیرد و برای هر نوع از شرایط اقلیمی و هر اکوسیستم زراعی متفاوت است . از این رو نظارت برنامه مشترکأ توسط کشاورزان و کارکنان ترویج و تحقیقات کشاورزی تسهیم مش گردد.

اجراء :1- از طریق شراکت کارکنان تحقیقات و ترویج با هم دیگر و کشاورزان محلی ، با برگزیدن یک رهیافت سیستمی      درمزارع و بعضی اوقات شامل زمینه های علمی متعدد متفاوتی صورت می گیرد2- روشهای جلسات ترویجی ،  گردشهای علمی و نمایش های آموزشی ، علاوه بر ارائه توصیه ، مورد استفاده قرار می گیرد .

سنجش موفقیت : بر مبنای میزان و حدودی است که تکنولوژی های ایجاد شده توسط مردم روستایی پذیرفته و به کار بسته شده اند.

 مزیت ها: 1- ارتباط و تناسب پیام های ایجاد شده برای ارائه به روستائیان 2- پیوند بین کارکنان ترویج با کارکنان تحقیقات 3- مشارکت مردم روستا با کارکنان ترویج و تحقیقات         تعهد کشاورزان به کاربرد تکنولوژی های ایجاد شده.

محدودیت ها : 1_هزینه بالا به علت گرد هم آمدن گروهای تخصصی متنوع از محققان کشاورزی 2_ نتایج به کندی عاید می شود 3_ میزان خیلی تخصصی آن در قالب زمینه های کشاورزی علمی 4_ امور گزارش دهی و گزارش گیری و نظارت اداری در این رهیافت مشکل است.

7_رهیافت تسهیم هزینه (The cost sharing approach)

 فرضیه : اگر بهره گیران هر برنامه آموزش غیر رسمی در تأ مین بخشی از زمینه های آن سهمی بر عهده داشته باشند، احتمال دست یابی آن برنامه به اهدافش بیشتر خواهد بود .شناخته شده ترین حالت آن در تعاونی خدمات ترویج در ایالات متحده آمریکا وجود دارد . تعاونی های کشاورزان کومیلا در بنگلادش که قبلأ تحت عنوان رهیافت پروژه ای معرفی شدند ، رهیافت تسهیم هزینه را شامل می گردد.

 هدف :1- کمک به مردم کشاورز برای فرا گیری امور مورد نیاز به منظور دانستن چگونگی «خود_بهبودی و افزایش بهره وری است 2- هدف دیگر تأمین هزینه ها ی این است که ترویج کشاورزی در سطوح مرکزی سو محلی بطور مداوم از عهده هزینه های مربوطه بر آید »

 برنامه ریزی : نظارت بر برنامه ریزی بر حسب سطوح مختلف پرداخت کننده ی هزینه ها تسهیم می گردد، ولی برای حفظ ترتیبات تعاون مالی ، این چنین برنامه ای باید پاسخ گوی علائق مردم محلی نیز باشد . چون اگر مردم ناراضی باشند  ممکن است سهم خود از هزینه را نپردازند ، دارای نقش مقتدرانه ای در جریان برنامه ریزی  هستند . 

سنجش موفقیت : بر حسب تمایل و توان مردم کشاورز بطور انفرادی و یا از طریق واحدهای دولت محلی در تأمین مقداری از هزینه ها مورد سنجش قرار می گیرد بقاء و دوام این رهیافت مستلزم رضایت مستمر مردم محل می باشد . 

مزیت ها :1-  نظارت محلی بر برنامه ریزی موجب افزایش ارتباط محتوا و روشهای برنامه با نیاز مندی ها و علایق ارباب رجوع می شود           نرخ پذیرش بالا می رود ، نفوذ مردم محلی در گزینش مروجین ، به توان کارکنان صحرایی ترویج به منظور مبادله اطلاعات و جلب اعتماد مردم کمک می کند2 - هذینه های دولت مرکزی کاهش می یابد . 

محدودیت ها :1- نظارت بر برنامه و کارکنان ترویج برای دولت مرکزی مشکل است 2- امور گذارش گیری ، مدیریت مالی و سایر جنبه ها ی مدیریت امر اداری پیچیده و مشکل است .

8_رهیافت نهاد و آموزشی (The education Institution Approach)

این رهیافت اغلب یک رهیافت جنبی حساس برای خیلی از دیگر رهیافت های مذکور است.

 فرضیه :1- مدارس و کالج های کشاورزی دارای معلومات فنی مناسب و مفید برای مردم کشاورز هستند 2- کارکنان آموزشی برای این که معلمان مطلوب کشاورزی باشند نیازمند تعادل با کشاورزان حقیقی هستند .

 هدف : معمولاً دوجانبه است : از یک سو کمک به مردم روستایی برای فرا گیری کشاورزی علمی و از سوی دیگر، کمک به معلمان و دانشجویان مدرسه برای فرا گیری عملیات واقعی کشاورزی در محل مربوطه .

 برنامه ریزی : به وسیله ی آنانی که تعیین کننده برنامه های نهاد آموزشی هستند نظارت می گردد.

 اجرا :1- از طریق آموزشهای غیر رسمی گروهی و انفرادی و با استفاده از دیگر روش ها و تکنیک های آموزشی صورت می گیرد 2- برنامه های رادیویی و تلویزیونی ، نشر کتاب ها ، نوار   ، روزنامه ، مجلات

 سنجش موفقییت:در برخی نهادهای آموزشی بر حسب تعداد مخاطبین آنان و حدود مشارکت کشاورز در فعالیتهای ترویجی کشاورزی دانشکده و در نهادهای دیگر بر حسب میزان یادگیری دانشجویان ثبت نام  شده ومعلمان دائمی از بین مردم کشاورز سنجیده می شودو یک اقدام کلی برای سنجش موفقییت "نرخ بالای پذیرش عملیات و یا تکنولوژی های توصیه شده توسط جمیعت کشاورزان هدف است

 مزیت:1- کاهش هزینه ها افراد منتخبی ممکن است قادر به خدمت در هر دو نظام ( هم مدارس کشاورزی و هم سازمان ترویج) باشند . کیفیت عملکرد متخصصین تحصیل کرده سبب تعامل با کشاورزان واقعی وبا اعضای آکادمی بالاتر خواهد بود 2-ارتباط بین متخصصین و کار کنان صحرای ترویج ، یک زمینه ی آموزشی مطلوب برای هر دو طرف است 3- تجارب عملی را به کلاس درس رسوخ می دهد وعلوم را به صورت برنامه های صحرائی ترویج در می آورد 4- هزینه نازل عملکرد متخصص 5- کشاورزان تردید نسبتاً کمتری درباره ی شایستگی فنی کارکنان صحرائی ترویج که وابسته به دانشگاه ها هستند دارند. مدارس (دانشکده ها و آموزشکده ها) کشاورزی به فعالیت های جاری ترویج کشاورزی به عنوان یک لابراتوار علوم اجتماعی برنامه های درسی کشاورزی دسترسی دارند .

 محدودیت ها : 1- استادان دانشگاه ممکن است مایل باشند به زبان آکادمیک حرف بزنند که از دیدگاه یک کشاورز عملی و مفید نیست 2- وجود کارکنان متخصص و تحصیل کرده در نظام ترویج بعضی اوقات باعث بروز رقابت شده ، مشکلاتی را به وجود می آورد. رقابتی که ممکن است بین کارکنان ، مثلاً وزارت کشاورزی و با وزارت آموزش وپرورش در نظام ترویج کشاورزی یک محدودیت دیگر است

سایت کشاورزی

کشاورزیار

مقالات کشاورزی

ورمی کمپوست

فروشگاه کشاورزی
آموزش کشاورزی