تبلیغات
پایگاه کشاورزی ایران زمین - جایگاه بخش کشاورزی در اقتصاد ملی

سایت کشاورزی

انتشار:یکشنبه 24 اسفند 1393


متأسفانه بسیاری از کشورهای کمتر توسعه یافته به منظور ایجاد رشد سریع اقتصادی، به بخش کشاورزی توجه لازم و کافی را نکرده و تا جایی که امکان دارد تصمیم به صنعتی‌شدن سریع دارند. ضرورت صنعتی شدن بخش‌های اساسی و پایه در این کشورها قابل توجیه است، اما این مسأله که صنعت پایه و اساسی نمی‌تواند بدون مبنا و پایه‌ای، ساخته و توسعه یابد، کمتر از سوی این کشورها مورد توجه قرار می‌گیرد.
گفتنی است، در کشورهای پیشرفته سرمایه‌داری، گذار از اقتصاد سنتی به اقتصاد پولی با پیشرفت فنی و تکنیکی و بالا رفتن بهره‌وری بخش کشاورزی همراه بوده است. بدین ترتیب هم قسمتی از نیروی کار کشاورزی، آزاد و به بخش صنعت گسیل شده‌اند و هم اینکه به وجود آمدن مازاد کشاورزی، زمینه صنعتی‌شدن را فراهم آورده است. این تحول در کشورهای توسعه نیافته انجام نگرفته است، لذا بخش اقتصاد مدرن بدون ارتباط با بخش اقتصاد سنتی وارد کشورها شده است و بدون اینکه ارتباط ارگانیکی با فعالیت آن بخش داشته باشد، به فعالیت خود ادامه می‌دهد.




در بخش سنتی که عمدتاً بخش کشاورزی است، تراکم جمعیت و دوری از جاده پیشرفت موجب پایین آمدن بهره‌وری می‌شود و با سیر قهقرایی کشاورزی نیروی کار زیادی از زمین رانده شده و کارگران بخش کشاورزی به صورت بیکاران پنهان درمی آیند که هیچ گونه قدرت خرید ندارند. رقابت محصولات صنعتی وارداتی به تدریج پیشه‌وران محلی را نیز از میدان به در و از شکل‌گیری صنعت محلی جلوگیری می‌کند.
مازادشدن کارگران بخش کشاورزی بدون آنکه دارای قدرت خرید باشند، خیل عظیمی از نیروی کار ارزان را فراهم می‌آورد و این خود زمینه لازم را برای ورود سرمایه‌های خارجی به این کشورها و فعالیت آنها در بخشهایی که نیازمند کار ارزان است، ایجاد می‌کند که عمده این فعالیتها دربخش‌های صادراتی مواد اولیه موجود می‌باشد. بنابراین منطقی به نظر می‌رسد در چنین کشورهایی برنامه‌های توسعه به نحوی تهیه و تدوین گردد که توسعه بخش کشاورزی نسبت به سایر بخش‌ها در اولویت قرار گرفته و مورد توجه و تاکید بیشتری باشد.
قرار گرفتن بخش کشاورزی در محوریت برنامه‌های پنج ساله توسعه کشورمان به ویژه در برنامه‌های اول و دوم از این دیدگاه قابل توجیه است.

به طور کلی از دیدگاه توسعه اقتصادی، نقش کشاورزی به دلیل کمک آن به پیشبرد جریان رشد و توسعه نمایان‌تر است. بخش کشاورزی در جریان رشد و توسعه اقتصادی چند وظیفه مهم و اساسی بر عهده دارد که از آن جمله می‌توان به تامین غذا و امنیت غذایی برای جمعیت رو به رشد، تامین ارز خارجی برای وارد کردن کالاهای سرمایه‌ای از راه افزایش صادرات، عرضه مواد خام مورد نیاز صنعت و کمک به توسعه فعالیتهای تولیدی وابسته اشاره کرد. توسعه کشاورزی، افزایش تولیدات کشاورزی و دامی، و شیلات و جنگلداری را به همراه خواهد داشت و افزایش تولید اقلام مذکور ضمن ایجاد اشتغال و کمک به رشد اقتصادی به امنیت غذایی و بهبود تغذیه در جهان سوم کمک می‌کند.
صدور محصولات کشاورزی جهت کسب ارز خارجی گرچه در مقایسه با صدور مواد خام معدنی و زیرزمینی کمی سخت‌تر است، اما با صرفه‌تر می‌باشد، زیرا اولاً، محصولات کشاورزی جزو منابع تجدید شونده است، لذا یک منبع دائمی و تمام ناشدنی برای تامین ارز به شمار می‌رود. ثـــانیا،ً تولید و صدور محصــولات کشاورزی جنبه اشتغال‌زایی بیشتری دارد و توسعه فعالیتهای مربوط به تولید و صدور این محصولات باعث رشد و شکوفایی بیشتر در اقتصاد ملی می‌گردد. از سوی دیگر توسعه بخش کشاورزی به دلیل ماهیت فعالیت‌ها در این بخش اساساً نیاز کمتری به ارز خارجی دارد. همچنیـــن بخش کشاورزی از راه تولید مواد غذایی مورد نیاز برای مصرف داخـــلی در حقیقت از دامنه نیاز به ارز خارجی برای واردات مواد غذایی می‌کاهد.
بخش کشاورزی از یک سو برخی از نهاده‌های مورد استفاده خود مانند ماشین‌های کشاورزی، کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات را از بخش صنعت تأمین می‌کند و بدین ترتیب برای برخی از تولیدات صنعتی تقاضا ایجاد می‌‌کند و از سوی دیگر بسیاری از مواد خام و مواد واسطه ای مورد نیاز رشته‌های مختلف صنایع را تامین می‌کند. براین اساس، توسعه اصولی بخش کشاورزی از طریق ارتباط‌های مذکور به تکمیل زنجیره‌های تولید و رونق فعالیتهای تولیدی مرتبط با کشاورزی در اقتصاد ملی کمک شایانی خواهد کرد.

فعالیتهای مختلف بخش کشاورزی می‌تواند بر روی محیط زیست آثار مثبت بر جای گذارد، به طوری‌که اگر از مصرف بی‌رویه کودها و سموم شیمیایی اجتناب شود. فعالیتهای زراعی، جنگلداری و مرتع داری می‌توانند نقش بسیار مؤثری در بهبود وضع محیط زیست و کاهش آلودگی‌های ایجاد شده در آن ایفا کنند.
بی تردید توسعه بخش کشاورزی با تمامی ویژگی‌ها و پیچیدگی‌های مترتب به آن فرآیندی نیست که در کوتاه مدت و بدون تدوین و اجرای برنامه‌های اصولی و صحیح محقق شود. البته این مهم در مورد توسعه سایر بخشهای اقتصادی نیز صادق است. همچنین هدف از توسعه، تنها تأمین رفاه نسل حاضر نبوده و بایستی رفاه نسلهای آتی رانیز درنظر گرفت. به همین دلیل الگوی توسعه پایدار مطرح می‌شود. در الگوی توسعه پایدار سعی برآن است که مقدار و کیفیت ثروت شامل مصنوعات بشر، ذخایر و منابع طبیعی، میراث نسل آینده حداقل برابر نسل امروز منظور شود.
توجه به این نکته ضروری است که مدرنیزه کردن کشاورزی و یا افزایش رشد محصولات کشاورزی با توسعه کشاورزی امری متفاوت است. در بسیاری از مناطق جهان، کشاورزی مدرنیزه شده و یا افزایشی در نرخ رشد تولید محصولات کشاورزی دیده می‌شود، ولی توسعه کشاورزی به معنی بهبود کمی و کیفی و بهبود وضع زندگی اکثریت کشاورزان و منجمله زارعین فقیر و خرده مالکین روی نداده است؛ بر این اساس کشاورزی جهان سوم را نمی‌توان به وسیله همان روشها و انجام همان سیاستهای توسعه کشاورزی قرن هیجدهم و نوزدهم و اوایل قرن بیستم مغرب زمین توسعه داد، زیرا اوضاع اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی این کشورها با آنچه در قرون مزبور در مغرب زمین وجود داشت، تفاوت بسیار دارد، بعلاوه شرایط جهانی و مبادلات جهانی امروزی با دو قرن پیش تفاوت بسیاری دارد.
در هر حال، توسعه کشاورزی حکایت از ایجاد تغییرات در بخش کشاورزی می‌کند و ایجاد این تغییرات مستلزم به وجود آوردن شرایطی مناسب برای وقوع آن است تا در نتیجه آن، فرصت‌های مناسب در اختیار کشاورزان قرار گیرد که ایجاد تعدیلاتی درساخت‌های اقتصادی و اجتماعی جامعه، پی افکندن زیر بناهای فیزیکی مناسب، به وجود آوردن و تاسیس زیر بناهای اجتماعی لازم برای تقویت کشاورزی و تعیین قیمتهای مناسب جهت محصولات کشاورزی از جمله این شرایط است.
طبقه بندی: اقتصاد کشاورزی، 

سایت کشاورزی

کشاورزیار

مقالات کشاورزی

ورمی کمپوست

فروشگاه کشاورزی
آموزش کشاورزی